خرید بک لینک
یه روزی اینو به یکی گفته بودم. و اصلا یادم نبود. خدا میدونه چه چیزای دیگه ای تو ذهن داشتم که الان یادمم نمیاد. چه شلوغ شد و تند یهو زندگی میخوام یه کتاب بنویسم به نام " خدا" یا "خدا را نشانم بده" ی

برچسب: نویسنده: شیدا رضاپور تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:03

هر آدمی در درون خود یک رقص دارد که باید کشف شودوقتی که رقص درونت را پیدا کردی به شعف وصف ناپذیردست پیدا می کنیکه همان راه رهاییستنگاه کن ..خورشید با عشق می رقصددریا با امواج می رقصد……زمین با اجرام می

برچسب: نویسنده: شیدا رضاپور تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:03

حالا راه تو دوره دل من چه صبوره ...یهو دلم خواست اینو گوش کنم. و تا شروع کرد به خوندن یهو دلم خواست بیام اینجا و یه چیزی بنویسم. انقدر نمینویسم که همش حرفام جمع میشه جمع میشه بعد یهو یادم میره. دو تا

برچسب: نویسنده: شیدا رضاپور تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:03

نوشتنم اومد باز

داریم فکر میکنیم به عروسی و داریم سعی میکنیم برنامه ریزی کنیم. خیلی سخته. هنوزم دلم مطمین نیست که میخوام تو ایران عروسی بگیرم یا اینجا. فعلا در دست بررسی است. احتمالا کفه ی ایران سنگین تره. ولی خودم دلم میخواد اینجا باشه. ولی نمیشه . اینجا باشه همه نمیتونن بیان. ایرانم هماهنگیش خیلی سخته.

خدایا شکرت برای همه چی.

برچسب: نویسنده: شیدا رضاپور تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:03

صفحه بندی